محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

204

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

بريد مسافت دارد ، در تاريكى مغرب نزول فرمودند . در اين منزل ، عرب از دست چوپان‌هاى عسكر يك گله گوسفند تاخته ، كدخداى سلحداران - تفنگداران - مأمور شد كه با ابو ابجمعى خود به ايلغار آنها را تعاقب نمايد و از براى هر نفر از لشكريان هزار آقجه - يعنى شانزده تومان و شش هزار - انعام داده شد . روز سه‌شنبه بيستم نزول به منزل ام الحسن نگرديده ، در بئر العبد كه سه بريد مسافت و منزل كم آب و بسيار دورى است ، نزول گرديد . روز چهارشنبه بيست و يكم ، خطبة المعموره كه قريه و دو منزل مسافت و داراى آب فراوان است ، نزول كردند . با اينكه اين منازل از ممالك عرب و از آب و گياه محروم ، عبارت از صحراهاى سنگلاخ و شن‌زار بود ، ولى از يمن قدوم سعادت ملزوم حضرت خداوندگارى ، از آن روز كه اردوى همايون وارد اين خاك شد ، باران‌هاى با فيض و بركت باريده ، از هر طرف جوها و رودها جارى شد و از ميان شن‌ها و سنگ‌ها ، بنات نبات سر برآورده ، زمين خشك و خالى سياه را مانند مراتع ييلاقى چمن‌زار و گل‌هاى رنگارنگ مزيّن ساخت و به اين واسطه ، هواى سموم اين ديار اعتدال يافته ، اهالى اردو از بىآبى و گرما گرفتار رنج و عنا نشدند . و اهل دقّت اين نعمت حضرت رب العزّة را فهرست فتح و نصرت شمرده ، به يكديگر بشارت مىدادند . روز پنج‌شنبه بيست و دوم ، در بئر الديودار منزل نگرديده ، به جهت اينكه عرب چاه‌ها را پر كرده بود ، مقدار كافى آب گرفته تا حب عقوله كه چهار بريد راه است ، تاخته و دو پل عبور كرده ، منزل گرفتند . چون زياده شن‌زار بود ، در اين منزل قطره آبى نبود . روز جمعه بيست و سوم دو بريد راه قطع كرده ، به قصبه صالحيه كه در كنار نيل واقع است ، رسيده ، منزل كردند و از بريّه رهايى جستند . روز شنبه بيست و چهارم ، در منزل ماء الحظان اردو زدند . آب‌هاى اين منزل از چاه بود كه از رود نيل جذبا مملو مىشود . روز يكشنبه بيست و پنجم ، بعد از طى مسافت سه بريد و جنگ و جدال با اعراب در تاريكى مغرب ، در قصبه برّ التبيس كه آبش از نيل است ، منزل گرديد . در اين منزل ، رئيس عرب بقاره آمده ، اظهار اطاعت نموده ، دست بيعت گرفت ؛ اما اعراب اردو را از عقب تاخته بار و بنه بسيار از اهالى اردو چاپيدند . روز دوشنبه بيست و ششم ، توقف گرديده ، نظم به اردو داده شد . روز سه‌شنبه بيست و هفتم ، منزل اردو كه در دو بريدى قصبهء خانكى بود ، اين مسافت را در هشت ساعت طى نمودند ؛ زيرا عربان از يمين و يسار و پشت و پيش ، پىدرپى هجوم بر اهالى اردو كرده ، مىچاپيد و مىگريخت . محض دفع اين بلاى صايل ، سنان‌پاشا و خيّربيگ و علىبيگ ذوالقدر اوغلى و محمدبيگ رمضان اوغلى ، در محل مناسبى كمين كرده ، غفلة بر اعراب تاختند . و بعد از كشتن جمعى از آنها ، جمعى را هم اسير كرده ، در هر چند قدم يكى از آنها را به قادلوغه زدند . چون اين تدبير را خيربيگ كرده بود ، حضرت خداوندگار يك رأس اسب از اسبان خاصّه به مشار اليه مرحمت فرمودند . روز چهارشنبه ، بيست و هشتم ، به بركة الحج كه در مقابل قاهرهء مصر و يك بريد و نيم